کتاب خواندن یکی از فعالیتهایی است که در طول شبانهروز بخش زیادی از زمانهای مفیدم را به خود اختصاص میدهد و حسابی از این کار لذت میبرم. برای فردی همچون من هیچ هدیهای دوستداشتنیتر از هدیه مرتبط با کتاب و کتابخوانی نیست. برای همین هدیه نوروزی امسال متمم یکی از بهترین هدیههای چند سال اخیرم بود. فایل صوتی آموزشی راهنمای خرید و خواندن کتاب که آموختههای بسیاری برای من به همراه داشت. اما یکی از مهمترین نکاتی را که با گوش دادن به این فایلهای صوتی آموختم و به نظرم نکتهای مهم برای کتابخوانهاست، دوست دارم با شما هم به اشتراک بگذارم. پاسخ به این سؤال که هدف از مطالعه کتاب چیست و چه زمانی باید به سراغ کتاب برویم؟
یکی از مواردی که باعث میشود شور و شوق کتاب خواندن در افراد از بین برود و این کار برای آنان چندان جذابیتی نداشته باشد، حاضر نبودن افراد به صرفنظر کردن از مطالعه بعضی کتابهاست. طوری که انگار خواندن کتابهایی که بیشتر افراد مطالعه میکنند یا در بازار پرفروش شدهاند یا توسط دوستی توصیه شدهاند، کاری واجب و ضروری هست که باید به هر قیمتی و تحت هر شرایطی انجام شود. در واقع افراد باید در گام اول صرفنظر کردن و کنار گذاشتن کتابهایی را که مطالعه آنها برایشان لذتبخش و آموزنده نیست، بهخوبی یاد بگیرند و آن را عملی کنند.
با این تفاسیر بهتر است به سراغ چه کتابهایی برویم و کدام کتابها را برای مطالعه انتخاب کنیم؟
محمدرضا شعبانعلی در یکی از این فایلهای صوتی توصیه میکند، همیشه کتابهایی را برای مطالعه انتخاب کنیم که قرار است به یک سؤال کلیدی و اساسی ما پاسخ دهند. منظور از سؤال کلیدی سؤالی هست که ما حاضر باشیم برای رسیدن به پاسخ آن چند ده ساعت وقت صرف کنیم و از این کار خسته نشویم.
برای مثال اگر میشود با صرف چند دقیقه وقت و جستجو در گوگل به پاسخ سؤالی رسید و به دنبال پاسخی عمیق و اساسی نیستیم، شاید مطالعه یک کتاب برای یافتن آن کار چندان درست و اثربخشی نباشد. اصلاً اگر ما به دنبال رسیدن به پاسخی عمیق برای سؤالمان نباشیم، نه حال و حوصله و نه انرژی لازم را برای خواندن کتاب و رسیدن به پاسخ مبسوط خواهیم داشت.
ازاینرو نکته گفتهشده، توصیهای مهم و تأثیرگذار برای خوانندگان کتابهای غیرداستانی است. اینکه صرفاً در صورت بودن به دنبال پاسخی کامل به یک سؤال اساسی و مهم، به سراغ کتاب برویم. پاسخی که شاید به بهای صرف چند ده ساعت زمان و مطالعه کردن چندین کتاب به دست آید. در این صورت خواندن کتاب و صرف وقت برای این کار نهتنها مفید بلکه لذتبخش هم خواهد بود.
تجلی غدیر در عصر ظهور (مجموعه مقالات درباره جلوه های تحقق غدیر در عصر ظهور بقیة الله اعظم (ع)) عنوان کتابی است از مرکز تخصصی غدیرستان کوثر که در 336 صفحه و توسط انتشارات دلیل ما در سال 1392 به چاپ رسیده است. موضوع اصلی این کتاب مهدویت است. نیز در بازار کتاب موجود میباشد.
عناوین اصلی کتاب شامل:
سپاس غدیرستان؛ عصر ظهور تجلیگاه غدیر/ مرکز غدیرستان کوثر نبی صلی الله علیه وآله؛ زمینه های بحثِ «تجلی غدیر در عصر ظهور» / محمدباقر انصاری؛ ظهور، پاسخ به فطرت غدیری انسان ها / سید محمود میردامادی بحرالعلوم؛ ظهور برای احیای غدیر / محمد صادق امیدواری خراسانی؛ غدیر، حلقه اتصال بعثت رسول و ظهور موعود / مهدی باقری سیانی؛ زمینه سازی غدیر برای عصر ظهور / علی اکبر مهدی پور؛ ظهور، روز قابلیت انسان برای غدیر / حامد نواب؛ اهداف و موانع تجلی غدیر در عصر ظهور / علی اصغر رضوانی؛ ظهور یعنی اعاده حق غدیر / محمد حسین رحیمیان؛ ظهور، تجلی اهداف خلقت با تحقق غدیر / محمد حسین یوسفی؛ ظهور، تجلی غلبه حق غدیر بر باطل ها / علی نظری منفرد؛ تجلی امامت الهی غدیر در عصر ظهور / اصغر منتظر القائم؛ تجلی عدالت غدیر در عصر ظهور / حسین تهرانی؛ تجلی علم و هدایت غدیر در عصر ظهور / محمد مهدی خلیلی؛ تجلی نظم و وحدت الهی غدیر در عصر ظهور / محمد رضا شریفی؛ تجلی عدالت علوی در حکومت مهدوی / محمد مجتهدی؛ تجلی عبودیت انسان بر اساس غدیر در ظهور / محمد رضا فریدونی؛ انتقام کربلای غدیر در عصر ظهور / مجید مسعودی؛ ریشه کن شدن مظلومیت غدیر در عصر ظهور / محمد حسین طغیانی؛ فهرست
این کتاب به جمع آوری سخنان و اتمام حجت های صاحب غدیر یعنی امیرالمومنین (ع) درباره غدیر پرداخته است و با تحلیل گونه ای درباره هر یک، جهت گیری آن را در راستای تبلیغ غدیر بیان فرموده است. مسیر این اتمام حجت ها از اولین روزهای رحلت پیامبر (ص) آغاز می شود و در سخت ترین شرایط بیعت اجباری حضرت خود را نشان می دهد و در طول ۲۵ سال خانه نشینی ایشان ادامه دارد و روزگار پنج ساله حکومت حضرت چه در مدینه و چه در کوفه و چه در بصره و چه در میدان های جنگ تحقق می یابد. به عنوان پیشینه فکری محیط و زمینه هر یک از این موارد به تصویر کشیده شده تا موقعیت و اهمیت غدیر از زبان مولی علی (ع) معلوم باشد.
معرفی کتاب غدیر از زبان مولی علیه السلام
در کتاب حاضر گزیده ای از فرمایشات امیرالمومنین (ع) درباره غدیر که روشن کننده جوانب زیبایی از آن است با تحلیل گونه ای برای هر یک در سه قسمت به طور مختصر تقدیم شده است:
در خجسته سالروز عید مبعث پیامبر نور و رحمت خاتمالنبیین حضرت محمد مصطفی صلیاللهعلیهوآله، مسئولان نظام، سفیران کشورهای اسلامی و قشرهای مختلف مردم با حضرت آیتالله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی دیدار کردند.
رهبر معظم انقلاب اسلامی در این دیدار تاکید کردند: در ماه حرام، مشرکین مکه هم جنگ را قطع میکردند. از مشرکین آن روز مکه بدتر، امروز کسانی هستند که در ماه حرام خانوادههای یمنی را به عزا مینشانند.
ر خجسته سالروز بعثت پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد صلیاللهعلیهوآله، رهبر انقلاب اسلامی صبح امروز (شنبه) در دیدار جمعی از مسئولان و کارگزاران نظام، سفرای کشورهای اسلامی و قشرهای مختلف مردم، با تأکید بر لزوم بهرهگیری از درسهای بعثت برای مقابلهی هوشیارانه با جاهلیت مدرن امروز که بسیار خطرناکتر و مجهزتر از جاهلیت قبل از اسلام است، استکبار و در رأس آن آمریکا را عامل اصلی شکلگیری «جاهلیت مدرن» دانستند و گفتند: تجربهی ۳۵ سال گذشتهی جمهوری اسلامی ایران، نشان داده است که امت بزرگ اسلامی با حفظ دو اصل «بصیرت» و «عزم و همت» میتواند در مقابل این جاهلیت بایستد و آن را شکست دهد.
رهبر انقلاب اسلامی با تبریک عید بزرگ و تاریخی مبعث به ملت ایران و مسلمانان جهان و همهی انسانهای آزاده، بشریت را نیازمند درسهای بعثت و بازخوانی این درسها دانستند و افزودند: بعثت پیامبر صلیاللهعلیهوآله برای مقابله با جاهلیتی بود که نه فقط مخصوص جزیرةالعرب، بلکه بر امپراطوریهای آن روز دنیا نیز حاکم بود.
حضرت آیتالله خامنهای دو عنصر اصلی این جاهلیت را «شهوت» و «غضب» برشمردند و خاطرنشان کردند: اسلام در آن زمان به مقابله با عرصهی وسیعی از گمراهی در زندگی انسانها پرداخت که از یک طرف ناشی از شهوات نفسانی و جنسی مهارگسیخته و از طرف دیگر ناشی از حاکمیت غضب و قساوت ویرانگر بود.
ایشان با اشاره به بازتولید جاهلیت دوران قبل از اسلام در عصر کنونی، بر همان دو پایهی «شهوت» و «غضب»، افزودند: امروز نیز شاهد شهوترانی بیمنطق و بیمهار و قساوت و کشتار بیحدومرز هستیم با این تفاوت که جاهلیت کنونی متأسفانه مجهز به سلاح علم و دانش شده و بسیار خطرناکتر است.
رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: البته در مقابل، اسلام نیز مجهزتر و نیروی عظیم اسلامی با استفاده از ابزارهای گوناگون در دنیا گسترده شده و امید به موفقیت نیز بالا است اما شرط آن «بصیرت» و «عزم و همت» است.
حضرت آیتالله خامنهای با تأکید بر اینکه شرایط کنونی کشورهای اسلامی و ناامنی، برادرکشی و تسلط گروههای تروریستی در کشورهای منطقه، نمونههایی از جاهلیت مدرن امروز است که نتیجهی طراحی قدرتهای استکباری و در رأس آنها آمریکا است، گفتند: آنها برای اجرای اهداف شوم و حفظ منافع خود، از تبلیغات گسترده مبتنی بر دروغ نیز استفاده میکنند که نمونهی آن ادعای آمریکاییها در مبارزه با تروریسم است.
ایشان خاطرنشان کردند: آمریکاییها در حالی این ادعاها را مطرح میکنند که خودشان به دست داشتن در ایجاد خطرناکترین گروههای تروریستی همچون داعش اذعان کردند. آمریکاییها رسماً از گروههای تروریستی در سوریه و پشتیبانان آنها حمایت میکنند، آمریکاییها از رژیم جعلی صهیونیستی که فلسطینیها را در غزه و ساحل غربی مورد فشار قرار داده است، حمایت میکنند اما در شعارهایشان، به دروغ مدعی مبارزه با تروریسم هستند و این، همان «جاهلیت مدرن» است.
رهبر انقلاب اسلامی همهی کشورهای اسلامی را خطاب قرار دادند و گفتند: ملت ایران، امت بزرگ اسلامی و زمامداران کشورهای اسلامی، بدانید، ما میتوانیم در مقابل این جاهلیت بایستیم.
حضرت آیتالله خامنهای، محور اصلی سیاستهای خباثتآلود استکبار را در منطقه، در شرایط کنونی، ایجاد جنگهای نیابتی خواندند و تأکید کردند: آنها به دنبال منافع خود و پر کردن جیب کمپانیهای اسلحهسازی هستند، بنابراین کشورهای منطقه باید هوشیار باشند تا اسیر این سیاستها نشوند.
ایشان یکی دیگر از ادعاهای دروغین آمریکا را، ادعا درخصوص امنیت منطقهی خلیج فارس دانستند و افزودند: امنیت خلیج فارس مربوط به کشورهای این منطقه است که دارای منافع مشترک هستند و نه آمریکا. بنابراین امنیت منطقهی خلیج فارس باید بهوسیلهی کشورهای همین منطقه تأمین شود.
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه آمریکا بهدنبال تأمین امنیت منطقهی خلیج فارس نیست و صلاحیت اظهار نظر در این خصوص را هم ندارد، گفتند: اگر منطقهی خلیج فارس امن باشد، همهی کشورهای منطقه از این امنیت بهرهمند خواهند شد اما اگر خلیج فارس ناامن شود، برای همهی کشورهای منطقه ناامن خواهد بود.
حضرت آیتالله خامنهای نمونهی دیگر از دروغ بودن ادعای آمریکاییها مبنی بر تلاش برای حفظ امنیت منطقه را، اوضاع تأسفبار یمن خواندند و افزودند: امروز یمن به صحنهی کشتار کودکان و زنان بیگناه تبدیل شده است که عامل آن کشورهای به ظاهر مسلمان هستند اما طراح و عامل اصلی آن، آمریکا است.
ایشان با اشاره به ادعای دروغین دیگر آمریکاییها مبنی بر حمایت ایران از تروریسم، خاطرنشان کردند: ملت ایران با تروریسمی که با پول و حمایت آمریکا، در داخل کشور، سربلند کرده بود، قاطعانه مقابله کرد، آن وقت ایران متهم به حمایت از تروریسم میشود! در حالیکه آن کسی که آشکارا از تروریسم حمایت میکند، آمریکا است.
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه ملت ایران همواره در مقابل تروریسم و حامیان آنها بوده و خواهد بود گفتند: ملت ایران با همهی کسانی که در عراق، سوریه، لبنان و سرزمینهای اشغالی در مقابل خطرناکترین تروریستها و صهیونیستهای تروریست ایستادهاند، همکاری خواهد کرد.
حضرت آیتالله خامنهای با یادآوری مجدد اقدامات تروریستی آمریکا، خطاب به دولتمردان آمریکایی گفتند: تروریست شما هستید، اقدامات تروریستی، کار شما است، ما با تروریسم مخالف هستیم و با آن مبارزه و از هر مظلومی نیز حمایت خواهیم کرد.
ایشان ملتهای یمن، بحرین و فلسطین را از جمله ملتهای مظلوم دانستند و خاطرنشان کردند: در حالیکه در صدر اسلام، مشرکین مکه در ماه حرام، جنگ را متوقف میکردند، امروز در یمن، در ماه رجب که ماه حرام است، بر سر مردم بیگناه این کشور بمب و موشک ریخته میشود.
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه حمایت از مظلوم دستور صریح اسلام است، افزودند: ما هر اندازه که بتوانیم از مظلوم دفاع و با ظالم مقابله خواهیم کرد.
حضرت آیتالله خامنهای کشورهای منطقه را به هوشیاری در قبال سیاست استکبار برای ایجاد دشمن موهوم و ترساندن این کشورها از یکدیگر، فراخواندند و گفتند: آنها تلاش دارند تا دشمن اصلی را که استکبار و وابستگان آنها و صهیونیستها هستند، در حاشیه نگه دارند و کشورهای اسلامی را در مقابل یکدیگر قرار دهند، بنابراین باید با این سیاست که همان جاهلیت مدرن است، مقابله کرد.
ایشان با تأکید بر اینکه ملتهای منطقه بیدار شدهاند، خاطرنشان کردند: شاید بتوان بیداری اسلامی را برای دورهای موقت سرکوب کرد اما بیداری و بصیرت، سرکوبشدنی نیستند و امروز ملت ایران و بیشتر ملتهای منطقه، آگاه و هوشیار هستند.
رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند، قدرتهای استکباری سالها است که در تلاش برای سرکوب بیداری و مقاومت در منطقه هستند و در ۳۵ سال گذشته نیز از هیچ تلاشی برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران به عنوان محور این بیداری فروگذار نکردهاند، اما همواره شکست خوردهاند و بعد از این هم شکست خواهند خورد.
فراخوان طرحهای پژوهشی سال ۱۳۹۹ نهاد کتابخانههای عمومی کشور منتشر شد
دفتر پژوهش و آموزش بر اساس نیازهای پژوهشی نهاد کتابخانههای عمومی کشور، پژوهشگران را به مشارکت در طرحهای پژوهشی سال ۱۳۹۹ فرا خواند.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نهاد کتابخانه های عمومی کشور، دومین فراخوان دوسالانۀ نهاد به منظور حل مسائل پژوهشی کتابخانههای عمومی از سوی دفتر پژوهش و آموزش نهاد منتشر شد.
در این فراخوان از شخصیتهای حقوقی (دانشگاهها، مراکز پژوهشی، انجمنهای علمی، شرکتهای دانشبنیان و ...) و حقیقی (پژوهشگران و دانشوران دانشگاهی و منفرد) در دامنههای موضوعی و رشتههای تخصصی: علم اطلاعات و دانششناسی، علوم اجتماعی و رفتاری، حقوق و سیاستگذاری عمومی، علوم مالی و اقتصادی، مدیریت و کارآفرینی، مهندسی (عمران، شهرسازی، تأسیسات، صنایع، رایانه و فناوری اطلاعات)، مطالعات علم و فناوری (علوم محض، تاریخ و فلسفه و سیاستگذاری و ترویج علم وفناوری)، هنر و معماری دعوت شده است پیشنهادههای خود را در انطباق با درخواستنامههای (RFP) اعلامشده تا دهم مهرماه ۱۳۹۹ تنظیم نموده، از طریق سامانۀ «مدیریت طرح های پژوهشی نهاد کتابخانه های عمومی کشور» ارسال کنند.
بنا براین اطلاعیه، انتشار ۱۲ درخواستنامۀ این فراخوان در دو مرحله (۱۱ مرداد: هشت درخواستنامه؛ ۲۰ مرداد: چهار درخواستنامه) صورت میگیرد.
همچنین از آنجا که زمان ثبت طرحهای پژوهشی در سامانۀ ملّی سمات و دریافت شناسۀ رهگیری و انعقاد قرارداد، محدود و تعریفشده است، مهلت ارسال پیشنهاده تمدید نخواهد شد و پنجم آبان، زمان اعلام نتایج داوری پیشنهادهها خواهد بود.
لازم به ذکر است کارکنان نهاد کتابخانههای عمومی کشور و مجریان طرحهای پژوهشی جاری نهاد کتابخانههای عمومی کشور نمیتوانند در این فراخوان شرکت کنند و مشارکت و تداوم همکاری ایشان از طریق (شبکۀ متخصصان کتابخانۀ عمومی) و فراخوانهای آتی امید میرود.
متن کامل فراخوان و فایل درخواستنامهها از طریق سامانه «مدیریت طرحهای پژوهشی نهاد کتابخانههای عمومی کشور» به نشانی http://rpm.iranpl.ir قابل مشاهده و دسترسی است.
در آستانه روز خبرنگار و با هدف تکریم جهادگران عرصه رسانه صورت می گیرد؛
نامگذاری کتابخانه ای در تهران به نام روح الله رجایی
در آستانه روز خبرنگار و با هدف تکریم خبرنگاران انقلابی و جهادگر عرصه رسانه، نهاد کتابخانه های عمومی کشور کتابخانه ای را در تهران به نام روح الله رجایی نامگذاری می کند.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نهاد کتابخانه های عمومی کشور، در آستانه روز خبرنگار با هدف تکریم خبرنگاران انقلابی و جهادگر عرصه رسانه، کتابخانه ای در تهران به نام روح الله رجایی نامگذاری می شود.
زندهیاد روحالله رجایی، دانشآموخته مقطع دکترای رشته علوم ارتباطات بود که از سال ۱۳۸۰ روزنامهنگاری را بهصورت حرفهای آغاز کرد و در طول دوران فعالیتش به عنوان روزنامه نگاری فعال شناخته می شد و در خدمت رسانی و رساندن صدای محرومان و آسیب دیدگان به مردم و مسئولان پیشگام بود.
این روزنامه نگار خوش نام، جهادگر و سردبیر روزنامه جام جم ۳۰ تیرماه بر اثر کرونا در گذشت. پس از درگذشت او شخصیت های ملی و انقلابی با ارسال پیام هایی فقدان این روزنامه نگار جهادی را تسلیت گفتند.
محمدباقر قالیباف رییس مجلس شورای اسلامی، علی ربیعی سخنگوی دولت، عبدالعلی علی عسکری رئیس رسانه ملی، عباسعلی کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان، سعید رضا عاملی دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، محمد قمی رئیس سازمان تبلیغات اسلامی، علیرضا معزی معاون ارتباطات و اطلاعرسانی دفتر رئیسجمهوری، حسین انتظامی معاون وزیر و رییس سازمان سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، محمد خُدادی معاون امور مطبوعاتی و اطلاعرسانی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، محمدرضا نوروزپور مدیر عامل خبرگزاری جمهوری اسلامی، ایمان شمسایی مشاور امور رسانه ای و ارتباطات رییس سازمان بازرسی کل کشور، احمد مسجد جامعی عضو شورای شهر تهران، پرویز اسماعیلی سفیر ایران در کرواسی، استادان و پیشکسوتان رسانه و ده ها روزنامه نگار برجسته کشور درگذشت روح الله رجایی روزنامهنگار جوان، متعهد، کاربلد و دغدغهمند و سردبیر روزنامه جام جم را تسلیت گفتند.
گفتنی است کتابخانه ای که به نام روح الله رجایی نام گذاری می شود در پارک شقایق محله شمیران نو واقع است. این کتابخانه در سال ۱۳۸۴ توسط شهرداری منطقه ۴ با زیربنای ۴۶۵ متر مربع ساخته و به نهاد کتابخانه های عمومی کشور واگذار شد و با۱۳۸۲۳عنوان در۱۸۲۶۴ نسخه کتاب، مجهز به سالن مطالعه خواهران و برادران، بخش مرجع و کتابخانه تخصصی کودک و نوجوان است.
حادثه غدیر، اعطای انگشتر به فقیر توسط امیرمومنان در حال رکوع، روز مباهله، معجزه بساط، لیله المبیت و نزول سوره «هل اتی» از جمله رویدادهای این هفته هستند.
مناقب و فضایلی چند از امیرالمومنین (ع) به مناسبت های مختلف و در سال های متفاوت به وقوع پیوسته، ولی از حیث ماه و روزها در یک مقطع زمانی خاص قرار دارند و با عید غدیر همزمان شده اند که یک هفته را از هجدهم تا بیست و پنجم ماه ذیحجه شامل می شوند. این هفته را هفته ولایت و امامت نام نهاده اند. بارزترین این فضایل، هشت فضیلت هستند، که هفت مورد آن را به عنوان هفته ولایت و امامت انتخاب نموده اند تا به هر روز یک فضیلت اختصاص یابد. 1. هجدهم ذیحجه: غیر از این که روز هجدهم ذیحجه، روزی است که پیامبر اسلام(ص)، علی(ع) را به عنوان جانشین خود منصوب نمودند، در این روز، پس از کشته شدن عثمان، مردم با امیرمومنان بیعت کردند و آن حضرت خلیفه مسلمانان شد. نقل دیگر، بیانگر این است که بیعت مردم در یازده روز به آخر ذیحجه مانده به وقوع پیوسته که قریب همین تاریخ می شود. البته چند نقل دیگر هم هست که همه گویای این است که بیعت در ماه ذیحجه به وقوع پیوسته است. 2. نوزده ذیحجه: در این روز ازدواج حضرت امیرالمومنین با حضرت زهرا(س) به وقوع پیوست. البته در تاریخ ازدواج، چند قول دیگر هم وجود دارد. 3. بیست و یکم ذیحجه: روزی است که امیرمومنان انگشتر خود را در حال رکوع به فقیر صدقه داد و آیه «ولایت» نازل شد. البته روز بیست و چهارم را هم گفته اند. 4. بیست و یکم ذیحجه: در این روز معجزه «بساط» به وقوع پیوست. البته روز بیست و چهارم و بیست و هفتم را هم نقل کرده اند. 5. بیست و چهارم ذیحجه: در این روز، داستان مباهله رسول خدا(ص) با نصارای نجران به وقوع پیوست. دو قول، روزهای 21 و 25 ذیحجه را هم نقل کرده اند. 6. بیست و چهارم ذیحجه: روزی است که عقد اخوت و برادری امیرمومنان با پیامبر اکرم(ص) محقق شد و در همین روز، حدیث منزلت را پیامبر به حضرت علی(ع) فرمود. 7. بیست و چهارم ذیحجه: آن شبی است که امیرمومنان در بستر پیامبر به هنگام هجرت به مدینه خوابید که به «لیله المبیت» معروف است. 8. بیست و پنجم ذیحجه: روزی است که سوره «هل اتی» در وصف امام علی(ع) و حضرت زهرا(س) و فرزندانشان نازل شد و در آن، آیه «و یطعمون الطعام علی حبه مسکینا و یتیما و اسیرا» وجود دارد. برگرفته از کتاب «هفته ولایت، هفت روز در سایهسار عشق»، بازگردان علی اسلامی
تعطیلی ارائه خدمات کتابخانه ای به اعضای کتابخانه های عمومی تمدید شد
با ابلاغ ستاد ملی مبارزه با کرونا، ارائه خدمات کتابخانه ای به اعضای کتابخانه های عمومی شهر تهران از شنبه 11مرداد تا پنجشنبه 16مرداد تعطیل اعلام شد.
به گزارش روابط عمومی اداره کل کتابخانه های عمومی استان تهران؛ با توجه به تصمیم ستاد ملی مبارزه با کرونا، ارائه خدمات کتابخانه ای به اعضاء کتابخانه های عمومی شهر تهران از شنبه 11مرداد لغایت پنجشنبه 16مرداد تعطیل اعلام شد. از روز دوشنبه 16تیرماه تاکنون با توجه به اعلام ستاد ملی مبارزه با کرونا شهر تهران ارائه خدمات به اعضا تعطیل شده است و هرگونه تغییر در ساعت فعالیت کتابخانه ها و نیز موارد دیگر از طریق پایگاه اطلاع رسانی اداره کل کتابخانه های عمومی استان تهران به نشانی tehranpl.ir و یا tehranpl در اینستاگرام و کانال بله به آگاهی عموم مردم خواهد رسید. گفتنی است کتابخانه های عمومی شهرستان های استان تهران نیز براساس ابلاغ ستاد ملی مبارزه با کرونا در فرمانداری های شهرستان نسبت به پذیرش اعضاء و یا فعالیت کتابداران بدون حضور اعضاء اقدام خواهند نمود.
اعتماد به خداو احکام الهی یقیناً یکى از عناصرى که عامل پیشرفت اسلام بود، اعتماد به خدا و احکام الهى بود: «امن الرسول بما انزل الیه من ربه و المؤمنون کل امن باللَّه و ملائکته و کتبه و رسله» (بقره.285 ) خود پیامبر و مؤمنینِ صدر اوّل، از اعماق دل به پیام اسلام و شعارهاى اسلامى، حقایق اسلامى و کافى بودن اسلام را براى نجات بشریت، حقیقتاً از بن دندان قبول داشتند. این ایمان، عامل بسیار مهمّى است.
فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار کارگزاران نظام 15/8/1378
اعتقاد، ایمان، اخلاص، مجاهدت براى اداى تکلیف، مجاهدت براى خدا، مجاهدت منهاى درآمد مادّىِ آن مجاهدت و تلاش. اینها مهمّ است؛ اینهاست که یک مجموعه ویک نظام را حفظ می کند. در اصل انقلاب هم همین معنا بود و امروز هم هست. نباید به بعضى از ظواهرى که مخالفان اصل نظام سعى مىکنند آنها را درشت و پر رنگ و رنگآمیزى کنند و نسبت به آنها مبالغه نمایند، فریب خورد. حقیقت قضیه، وجود ایمان است. امروز ایمان در دل جوانان ما، در دل مردم و در سرتاسر کشور ما گسترده است. البته عدّهاى این را نمىفهمند. هم آن روزى که معنویت در غربت بود - مثل دوران امام سجّاد علیهالسّلام - و هم آنروزى که معنویت در قدرت بود - مثل زمان پیامبر - در هر دو حال کسانى بودند که نمىتوانستند درک کنند که هدف از این تلاش، از این مجاهدت و از این حرکت معنوى چیست؛....: .... جهت گیرىِ آن قدرت چیست؟ صلاح و فلاح انسان؛ نجات انسان از مصائب مادّى و معنوى؛ نجات انسان از بىعدالتى؛ نجات انسان از دشمنیها و بغض جاهلانه میان دلهاى انسانها؛ نجات انسان از چنگال قدرتِ جمعى غافل و کور و مستى که جز منیّت چیز دیگرى نمىفهمند. گرفتارى بزرگ بشر همیشه این بوده است. بشر در بیشتر دوران عمر خود، گرفتار قدرتهایى بوده است که مستِ منیّت و خودخواهى بودهاند و چیزى که برایشان اهمیت نداشته و ندارد، سرنوشت انسانهاست.
فرازی ازبیانات مقام معظم رهبرى و فرمانده کلّ قوا در دیدار فرماندهان و گروه کثیرى از پاسداران سپاه پاسداران انقلاب اسلامى به مناسبت «روز پاسدار» 22/8/1378
عدالت ـ تأمین آزادی در زمینه اقتصادى، چیزهایى که ما به آنها اهمیت مىدهیم، رونق اقتصادى و اشتغال و کاهش تورّم و خودکفایى در مواد اساسى کشاورزى است؛ یعنى امنیت غذایى کشور. اینها مسائل بسیار مهم و اساسى است و باید در این دوره، ما به حدّ مطلوب به این اهداف نائل شویم. ما باید تورّم را یکرقمى کنیم. البته در بعضى از کشورهایى که اسم بردند، آن طور که آمار نشان مىدهد، تورّم خیلى بالاست. البته پیشرفتها و رشدهایى داشتهاند، اما سطح تورّم خیلى بالاست؛ اصلاً غیرقابل تحمّل است و زندگى خیلى سخت است، که من نمىخواهم اسم این کشورها را بیاورم. در عرصه اجتماعى، توسعه باید با مردم گره بخورد؛ مردم باید محور توسعه باشند. عدالت حتماً یکى از شاخصهاى اصلى است. برنامهریزى و سیاستگذارىاى که عدالت و توزیع عادلانه ثروت را در جامعه ندیده بگیرد، نمىتواند چشمانداز مورد نظر ما را تأمین کند....: توجّه کنید حتماً عنصر عدالت اجتماعى و اقتصادى و توزیع عادلانه ثروت رعایت شود. نمىگوییم همه درآمد برابر داشته باشند - اینکه مورد بحث نیست - اما نمىتوانیم از عنصر عدالت که یکى از اساسىترین عناصر در نظام جمهورى اسلامى است، صرفنظر کنیم؛ باید حتماً رعایت شود. رفع فقر و ایجاد امنیت مدنى و قضایى هم بسیار مهمّ است و باید حتماً ملاحظه شود. آزادى باید به شکل منطقى و صحیح در جامعه تأمین شود؛ همان آزادىاى که انقلاب اسلامى و نظام اسلامى پرچمش را در دنیاى اسلام بلند کرد؛ نه آزادى به شکل افراطى، تقلیدى و مندرآوردى. کجا بحث آزادى در این منطقه از دنیا مطرح بود؟ در دنیاى اسلام، پرچم آزادى را نظام جمهورى اسلامى بلند کرد؛ در شعارهایش «استقلال» و «آزادى» طنینانداز بود. البته خیلى از کشورها ادّعاى آزادى دارند و شعارش را هم مىدهند؛ اما آزادى مدنى در بخشهایى بهشدّت نقض مىشود. هم در اروپا و هم در خودِ ایالات متّحده امریکا اینگونه است. در امریکا آزادى تا آنجایى است که به منافع اساسى سرمایهداران - که صحنهگردانهاى پشت صحنه نظام امریکای هستند - لطمه نخورد. هرجا مختصر خدشهاى وارد آید، آزادى بهشدّت سرکوب مىشود؛ از هیچکس هم ملاحظه و تقیّه نمىکنند. ما به آزادى معتقدیم. اعتقاد ما به آزادى و تأمین حقوق شهروندى در مسائل اجتماعى هم، ریشهدار و داراى مبناى دینى است.
فرازی ازبیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام جمهورى اسلامى ایران 1382/5/15
استقلال ملت شعار استقلال، یکى از مهمترین شعارهاست. اگر استقلال نباشد، یک ملت به آزادى خود و به شعار آزادى خود هم نمىتواند خوشبین باشد. استقلال را بعضى عمداً، بعضى سهواً، بعضى از روى غفلت و بعضى از روى خباثت، مىخواهند به دست فراموشى بسپارند. من امروز دربارهى مسئله استقلال - در وقتى که گنجایش این سخن را داشته باشد - در برابر شما برادران و خواهران عزیز مطالبى را عرض مىکنم. معنى استقلال چیست؟ براى یک ملت، استقلال چه مفهوم و چه ارزشى دارد؟ استقلال، یعنى اینکه یک ملت بتواند بر سرنوشت خود مسلّط باشد؛ بیگانگان دست دراز نکنند و سرنوشت او را خائنانه و مغرضانه رقم نزنند. این معناى استقلال است. اگر از ملتى استقلال او گرفته شد؛ یعنى اگر بیگانگان - که یقیناً دلسوز او نیستند - بر سرنوشت او مسلّط شدند، دو چیز را از دست مىدهد: اوّل، عزّت نفس خود را، افتخارات خود را، احساس هویّت خود را؛ دوم، منافع خود را. دشمنى که بر سرنوشت یک ملت مسلّط شود، دلسوز آن ملت نیست و منافع آن ملت براى او اهمیت ندارد. آنکه مىآید یک ملت را مسخّر سرپنجه قدرت خود مىکند، در درجه اوّل - در حقیقت، در اوّل و آخر- به فکر منافع خود است. آنچه براى او کمترین اهمیتى ندارد، منافع آن ملتى است که استقلال خود را از دست داده است. ما در این زمینه نمونههاى فراوانى در قرن نوزدهم و سپس به دنبال آن در قرن بیستم، داریم...... . عزیزان من! برادران و خواهران من! نبودن استقلال، با یک کشور اینطور عمل مىکند. هویّت ملى را از مردم آن کشور مىگیرد؛ افتخارات را از آنها مىگیرد؛ سابقه تاریخى را از آنها مىگیرد؛ منافع مادّى آنها را چپاول مىکند؛ هویّت فرهنگى و زبان آنها را هم مىگیرد. این وضع تسلّطِ یک قدرت بر یک کشور است. در دوران استعمار اینگونه بود. در دوران بعد از استعمار - که معروف به دوران استثمار است - طور دیگرى بود. البته کشور ما هرگز استعمار نشد؛ یعنى بیگانگان نتوانستند به این کشور بیایند و یک حکومت غیر ایرانى - حکومت مثلاً انگلیسى؛ چون انگلیسیها اینجا مسلّط بودند - تشکیل دهند. ملت ایران این را اجازه نداد؛ ....
فرازی از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در اجتماع بزرگ مردم قم 1379/7/14
دفاع از سرافرازی و عزت .... انقلاب اسلامى نشان داد که اسلام مىتواند به یک ملت، سرافرازى و عزّت دهد؛ یک ملت را از زیربار فشار و تحمیل بیگانگان نجات دهد و از حالت تحقیرى که بر آن ملت تحمیل کردهاند، بیرون بکشد. مىتواند استعدادهاى یک ملت را در همه میدانها بروز و ظهور بخشد؛ مىتواند به یک ملت، قدرت دفاع از خود، قدرت دفاع از عقاید و از هویت و شخصیت خود بدهد. انقلاب اسلامى این را نشان داد. لذا آن وقتى که انقلاب اسلامى پیروز شد و وقتى امام بزرگ ما - آن شخصیت عظیم، آن شخصیت بىنظیر در زمان ما - توانست از زبان این ملت، سخن بگوید، همه مسلمانان عالم احساس افتخار و حیات کردند؛ احساس کردند که زنده شدهاند. این خون تازهاى که در رگهاى امّت اسلامى دوید، دشمنان را بسیار دستپاچه و سراسیمه کرد. آنها نیروهایشان را روى هم گذاشتند تا با این پدیده عظیم - یعنى اسلام انقلابى که امروز آن را یک ملت فریاد مىکند - مبارزه کنند. از روزِ اوّل تا امروز - در طول این بیست سال - مبارزه کردند! مبارزه با چیست؟ مبارزه با عزّت و استقلال ملت ایران و مبارزه با هویت ملت ایران است؛ اما چون اسلام است که این عزّت را داده و به ملت ایران، هویت بخشیده است؛ چون اسلام است که به ملت ایران قدرت بخشیده است تا بتواند آرمانها، آرزوها و خواستهاى خود را علناً بر زبان آورد و آن را دنبال کند و از اخم قدرتها و دست نشاندگان آنها و حکومتهاى فاسد نترسد؛ چون اسلام است که این امتیاز را به ملت ایران بخشیده است، با اسلام دشمنند. دشمنى با اسلام انقلابى، اسلام امام، اسلام زندگىبخش، اسلامى که وقتى پرچمش برافراشته مىشود، همه دنیا را به خود متوجّه مىکند؛ همچنانى که امروز هم همینطور است. دشمنى با این اسلام بهخاطر این است که اسلام، دست بیگانگان را از این جا کوتاه کرد و منابع این کشور را از دست بیگانگان نجات داد. لذا امروز خدمت به ایران و خدمت به ملت ایران، عبارت از خدمت به اسلام است. هرکس که امروز اسلام انقلابى، اسلام امام، اسلام زندگى بخش و اسلام مبارزه با ظلم و ستم را گرامى بدارد - نه آن چیزى که به نام اسلام در مقابل ظلم و ستم، تعظیم مىکند! آن اسلام نیست، فریب است - هرکس که امروز اسلام حقیقى و به تعبیر امام بزرگوار ما اسلام ناب محمّدى را تأیید و حمایت کند، اوست که براى ایران و ملت ایران، براى تاریخ ایران و آینده ایران و یکایک آحاد این ملت خدمت مىکند. ....
فرازی ازبیانات مقام معظم رهبرى در جشن بزرگ منتظران ظهور همزمان با هفته بسیج و روز ولادت حضرت مهدى(عج) 3/9/1378
عدم سازش وتسلیم در برابرظلم و زور گویی امروز هم ملت ایران، یک ملت آرمانگراست و با ظلم و زورگویى و تحمیل و تبعیض مخالف است. همه کسانى که اهل ظلمند، همه کسانى که اهل تبعیضند، همه کسانى که اهل زورگویى هستند و همه کسانى که اهل چپاولگری اند، طبعاً با این ملت میانه خوبى ندارند. البته بعضی ها مىگویند و ترویج مىکنند که ما توهّم مىکنیم که علیه مان توطئه هست و دشمنى وجود دارد! خیلى خوب؛ کسانى که دلشان مىخواهد چشم خودشان را روى هم بگذارند و بگویند انشاءاللَّه گربه است، بگذارند؛ اما واقعیت که عوض نمىشود. وجود دشمن، با به خواب رفتن من و شما که از بین نمىرود. اگر دشمن، کمین گرفته و منتظر فرصت است که ضربه وارد کند، چه من و شما بدانیم، چه ندانیم؛ اگر به فرض خود را به ندانستن هم بزنیم، بالاخره دشمنى خودش را مىکند، چون دشمن است. با ندانستن ما، یا خود را به ندانستن زدن، دشمن از دشمنىِ خود دست برنمىدارد. افرادى مایلند اثبات کنند که نخیر؛ ملت ایران هیچ دشمنى ندارد! کنار خانه خودتان بنشینید و به کار خودتان سرگرم باشید؛ خاطرتان هم جمع باشد که همه جا امن و امان است! نه؛ این حرفها واقعیت ندارد. یک ملت زنده نمىتواند اینگونه فکر کند. حتّى ما بعضى از ملتها و دولتها را سراغ داریم که در دورانى، که یا دشمنانشان آنقدر هم خطرناک نبودند، یا دشمنانشان آنقدر به آنها نزدیک نبودند، اینطور وانمود مىکردند که دشمن در خانه آنهاست؛ براى اینکه بتوانند از خودشان درست دفاع کنند! در همین سالهاى طولانى جنگ سرد بین شرق و غرب، غالباً در کشورهاى غربى و عمدتاً در امریکا اینطور بود. حتّى دشمن موهوم درست مىکردند؛ دشمنى که شاید آنقدرها هم دشمنى او نزدیک نبود؛ اما آنچنان دشمن را به افکار عمومىشان نزدیک جلوه مىدادند که بتوانند کارهاى بزرگ و اقدامات مورد نظر خودشان را انجام دهند! این مربوط به کسانى است که دشمن اینقدر نزدیک به آنها هم نیست. آنوقت در کشورى مثل ایران، با این دشمنیها و توطئههاى آشکار، با آنچه که در داخل کشور مىبینیم، با آنچه که از اطراف و اکناف علیه ما بهطور دائم توطئه و دشمنى انجام مىگیرد، عاقلانه نیست که بگوییم: «نه آقا، ما دشمنى نداریم. دشمنمان، دشمن نیست و در فکر توطئه نیست.» این حرف قابل اعتنایى نیست. پس، آن کسانىکه نمىخواهند خودشان را به حماقت بزنند و بگویند دشمن نداریم، ناچارند در هر مرحلهاى هدفهاى دشمنشان را بشناسند و بدانند که دشمن در فکر چیست.
فرازی از خطبههاى نماز جمعهى تهران به امامت حضرت آیةاللَّه خامنهاى 1378/9/26
مجهز شدن به قدرت درس دیگرى که اعتقاد به مهدویّت و جشنهاى نیمه شعبان باید به ما بدهد، این است: عدالتى که ما در انتظار آن هستیم - عدالت حضرت مهدى علیهالسّلام که مربوط به سطح جهان است - با موعظه و نصیحت به دست نمىآید؛ یعنى مهدى موعودِ ملتها نمىآید ستمگران عالم را نصیحت کند که ظلم و زیادهطلبى و سلطهگرى و استثمار نکنند. با زبان نصیحت، عدالت در هیچ نقطه عالم مستقر نمىشود. استقرار عدالت، چه در سطح جهانى - آن طور که آن وارث انبیا انجام خواهد داد - و چه در همه بخشهاى دنیا، احتیاج به این دارد که مردمان عادل و انسانهاى صالح و عدالتطلب، قدرت را در دست داشته باشند و با زبان قدرت با زورگویان حرف بزنند. با کسانى که سرمست قدرت ظالمانه هستند، نمىشود با زبان نصیحت حرف زد؛ با آنها باید با زبان اقتدار صحبت کرد. آغاز دعوت پیغمبران الهى با زبان نصیحت است؛ اما بعد از آنکه توانستند طرفداران خود را گرد آورند و تجهیز کنند، آنگاه با دشمنان توحید و دشمنان بشریت، با زبان قدرت حرف مىزدند.
طرفداران عدالت باید خود را به قدرت مجهّز کنند شما ببینید در همین آیه کریمه قرآن که راجع به قسط صحبت مىکند و مىگوید خداى متعال همه پیغمبران را فرستاد، «لیقوم النّاس بالقسط»؛ براى اینکه قسط و عدالت را در جامعه مستقر کنند، بلافاصله مىفرماید: «و انزلنا الحدید فیه بأس شدید و منافع للنّاس»؛ (حدید: 25) یعنى پیغمبران علاوه بر اینکه با زبان دعوت سخن مىگویند، با بازوان و سرپنجگان قدرتى که مجهّز به سلاح هستند و با زورگویان و قدرتطلبان فاسد، معارضه و مبارزه مىکنند. پیغمبر اکرم وقتى به مدینه آمد و نظام اسلامى را تشکیل داد، آیات قرآن را بر مردم مىخواند، به گوش دشمنان هم مىرسانید؛ اما به این اکتفا نمىکرد. کسانى که طرفدار عدالت هستند، در مقابل زورگویان و زیادهطلبان و متجاوزان به حقوق انسانها باید خود را به قدرت مجهّز کنند. لذا شما مىبینید از روزى که نظام اسلامى به وجود آمد - یعنى اسلام مجهّز به قدرتِ یک ملت بزرگ و امکانات یک کشور و دولت بزرگ شد - دشمنان اسلام حرکت اسلام را جدّى گرفتند و علاقهمندان و طرفداران اسلام هم در اطراف و اکناف عالم امیدوار شدند. بسیارى از پیغمبران در میدان مبارزه و جهاد مقدّس و قتال قدم مىگذاشتند: «و کأیّن من نبىٍّ قاتل معه ربّیون کثیرٌ».( آل عمران: 146)
فرازی از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت نیمه شعبان در مصلّاى تهران 1381/7/30
تأمین آرمانهای انقلاب امیدوارم خدای متعال توفیق دهد، تا بتوانیم در همین خط صحیح و درستی که به اعتقاد ما همهی آرمانهای انقلاب: رفع محرومیت و فقر، کمک به مستضعفان، زنده کردن و احیای ارزشهای اصیل اسلام ناب و ... با تداوم این خط تأمین میشود، حرکت کنیم و انشاءالله با تقویت و ترویج و توسعهی آن، به طرف اهداف مقدسمان پیش برویم.
فرازی از بیانات در مراسم بیعت اعضای جامعهی مدرسین حوزهی علمیهی قم 24/3/1368
ساختن کشوری نمونه هدف عمده عبارت است از ساختن کشوری نمونه که در آن، رفاه مادی همراه با عدالت اجتماعی و توأم با روحیه و آرمان انقلابی، با برخورداری از ارزشهای اخلاقی اسلام تأمین شود. هریک از این چهار رکن اصلی، ضعیف یا مورد غفلت باشد، بقای انقلاب و عبور آن از مراحل گوناگون ممکن نخواهد شد. رفاه مصرفگرایی نیست ـ که خود، یکی از سوغاتهای شوم فرهنگ غرب است ـ بلکه بدین معنی است که کشور از نظر آبادی و عمران، استخراج معادن و استفاده از منابع طبیعی، تأمین سلامت و بهداشت جامعه، رونق اقتصادی و رواج تولید و تجارت، با تکیه بر استعدادهای ذاتی نیروهای انسانی خودی، به حد قابل قبول برسد و علم و فرهنگ و تحقیق و تجربه همگانی شود و نشانههای فقر و عقبافتادگی رخت بربندد. عدالت اجتماعی، بدین معنی است که فاصلهی ژرف میان طبقات و برخورداریهای نابحق و محرومیتها از میان برود و مستضعفان و پابرهنگان که همواره مطمئن ترین و وفادارترین مدافعان انقلابند، احساس و مشاهده کنند که به سمت رفع محرومیت، حرکتی جدی و صادقانه انجام میگیرد. با قوانین لازم و تأمین امنیت قضایی در کشور، بساط تجاوز و تعدی به حقوق مظلومان و دستاندازی به حیطهی مشروع زندگی مردم جمع شود. همهکس احساس کند که در برابر ظلم و تعدی میتواند به ملجأ مطمئن پناه برد، و همه کس بداند که با کار و تلاش خود خواهد توانست زندگی مطلوبی فراهم آورد. روحیه و آرمان انقلابی، بدین معنی است که میل به زندگی راحت و مرفه، جامعه و مسئولان را به سازشکاری و تسلیم در برابر زورگویی قدرتهای جهانی و غفلت از توطئهی استکبار و بیاعتنایی به پیام جهانی انقلاب نکشاند. آن روزی که خدای نخواسته جمهوری اسلامی، رفاه و آبادی را هدف عمدهی خویش قرار داده و در این راه حاضر به چشمپوشی از آرمانهای انقلابی و جهانی و فراموشی از پیام جهانی انقلاب شود، روز انحطاط و زوال همهی امیدها خواهد بود; و خدا چنین روزی را انشاءالله هرگز نخواهد آورد. بیشک، ملت ایران برای دفاع از اسلام عزیز و استقلال ملی آماده است که همه چیز خود را فدا کند. برخورداری از ارزشهای اخلاقی اسلام بدین معنی است که روح فضیلت و پرهیزکاری و وارستگی و بردباری و اجتناب از شهوات ممنوع و دوری از حرص و آز و دنیاطلبی و حقکشی و نامردمی و مالاندوزی و رویآوردن به خلوص و پاکی و پارسایی و دیگر خصلتهای اخلاقی در جامعه رواج یابد و به صورت ارزشهای اصلی به حساب آید. بر این چهار ستون اصلی است که جامعهی رو به رشد اسلامی شکل میگیرد و قوام و استحکام مییابد و استعدادها شکوفا و سرچشمههای نیکی و بهروزی جوشان میشود و جامعهی اسلامی الگوی جذابی برای همهی ملتها میگردد
فرازی از پیام به ملت شریف ایران، در پایان چهلمین روز ارتحال حضرت امام خمینی(ره)23/4/1368
استقرار امنیت امنیت، یکى از اساسىترین و اصلىترین نیازهاى یک ملت و یک کشور است. مهمترین مشکل براى یک کشور وقتى به وجود مىآید که در محیط کار، در محیط زندگى، در محیط تحصیل و در فضاى عمومى جامعه، مردم احساس امنیت نکنند. اینجاست که مغزهاى فعّال، دستهاى توانا و سرانگشتان ماهر، هیچیک نخواهند توانست مسئولیت مهمّى را که هر کدام بر دوش دارند، به انجام برسانند. در فضاى امنیت است که هم تلاش علمى، هم تلاش اقتصادى، هم روحیه و نشاط و هم همه فعالیتهاى یک کشور مىتواند بهدرستى برنامهریزى شود و با دقّت دنبال گردد و به نتایج خود برسد.... جوانان ایرانى در دوران مبارک انقلاب اسلامى به اثبات رساندند که کار ناممکن براى آنها وجود ندارد. نشان دادند که اراده و همت آنان مىتواند بر همه مشکلات فائق آید. همت کنید، اراده کنید، سعى کنید، خود را آماده کنید؛ براى اینکه بتوانید آنچه را که این ملت بزرگ و شجاع از شما انتظار دارد - یعنى استقرار امنیت کامل - به او هدیه کنید. این یک وظیفه بزرگ است و بازوان توانایى که این کار را متعهّد است، نیروى انتظامى است..... امنیت، یک مقوله اساسى است. امنیت اجتماعى، امنیت فردى، امنیت در همه محیطهاى زندگى، امنیت فکرى و معنوى و روانى، همه اینها جزو انتظارات مردم است. بخش مهمى از این وظیفه بر دوش نیروى انتظامى است. جوانهاى بااستعداد، جوانهاى مؤمن، بحمداللَّه در این نیرو خود را آماده مىکنند که به این وظایف بزرگ برسند.
فرازهایی از بیانات رهبر انقلاب و فرماندهى معظّم کلّ قوا در مراسم فارغالتحصیلى جمعى از پرسنل نیروى انتظامى 1379/7/18
جلوگیری از اختلاف تقواى خدا به این است که فریب دشمن را نخوریم و تسلیم تحمیل دشمن نشویم. دشمن مىخواهد بین ما اختلاف بیندازد. دشمن آرزو مىکند که بین مسئولان اختلاف باشد. دشمن آرزو مىکند که در ایران جنگ داخلى باشد. دشمن نمىتواند ببیند که جمهورى اسلامى توانسته است این کشور را امن و آرام نگه دارد. در هرجایى و به هر بهانهاى، چه جهالت کسى یا کسانى، چه غرضورزى کسى یا کسانى، اگر ماجرایى درست کند که امنیت را به هم بزند، دشمن خوشحال مىشود.
فرازی از بیانات مقام معظم رهبرى در خطبههاى نماز جمعه تهران 1379/1/26
اقتدار ملی اقتدار ملى براى یک کشور، حفظ کننده هویت او، مایه عزّت او و وسیله رسیدن او به آرمانهاست. تلاشى که براى نابودى ملتها و به زنجیر کشیدن آنها - از دورانهاى گذشته تا امروز - مىشود، همیشه در جهت نابود کردن یا ضعیف کردن اقتدار ملى آنها بوده است؛ و بعکس، ملتهایى که در راه تعالى و کمال قدم برمىدارند، باید در اقتدار ملىِ خودشان بکوشند. اقتدار ملى، فقط به معناى توانایی هاى نظامى نیست؛ اقتدار ملى یک مسئله همه جانبه است و بر دوش همه دستگاههاست و به عنوان یک وظیفه اصلى، بر دوش هر سه قوّه اساسى کشور نهاده شده است. اقتدار ملى به معناى این است که یک ملت، در مسئولان کشور جلوههاى قدرت و توانایى و عزّت خود را مشاهده کند و کارها با سیاست هاى درست، با برنامهریزى صحیح، با جدّیت و پشتکار و با هماهنگى و انسجامِ کامل پیش برود. در سایه اقتدار ملى است که مردم مىتوانند به قدر استعدادشان و با شکوفایى این استعدادها، تلاش خودشان را مبذول کنند. هر سه قوّه باید تلاش کنند تا با جدّیت و پشتکار و توکّل به خدا و اعتماد به مردم و همکارى با یکدیگر، اقتدار ملى را تجلّى بخشند و مظهر اقتدار ملى شوند.
فرازی از پیام نوروزى رهبر معظم انقلاب اسلامى به مناسبت حلول سال 1380
داشتن انگیزهی کار تا آخرین لحظه من اولین نکتهاى را که مىخواهم به شما مدیران ارشد این مجموعه عرض کنم، این است که «انگیزه»ى کار در آغاز و در انجام کار نباید هیچ تفاوت کند. یک مؤلف وقتى کتابى را مىنویسد، صفحهى آخر را با همان همت و با همان انگیزهیى مىنویسد که صفحهى اول را شروع کرده؛ زیرا اگر صفحهى آخر را شما ننویسید، یا دقت به خرج ندهید، یا با خط خوب ننویسید، کتاب ناقص خواهد شد. به نظر من، مهمترین مسئله در آخرین سال مسئولیت و خدمت این دولت این است که دوستان و برادران و مدیران با همان انگیزه و با همان تلاشى که در آغاز ورودشان به عرصهى خدمتگزارى داشتند، کار بکنند؛ نگذارید خداى نکرده همتهایتان کاستى بگیرد. نکتهى دیگر این است که همهى ما نسبت به آنچه که انجام مىدهیم، مسئولیم؛ منتها مسئولیتها غالباً با پایان دورهى مسئولیت تمام نمىشود؛ چون کارهاى ما تأثیراتى در کارهاى افراد بعد از ما مىگذارد. همانطور که ما بر روى بناى افراد قبلى شروع به کار کردیم، دیگران هم بر روى بناى ما شروع به کار خواهند کرد. بنابراین، پىها را بایستى محکم گذاشت و ساختمان را بایستى استوار بنا کرد، تا هرچه که خواستند روى آن بسازند، بتوانند. و این، افتخارش براى شما خواهد بود. اگر شما سیاستهاى خوبى را امروز بگذارید و اجرا کنید - که این سیاستها در آینده سارى و جارى خواهد بود - هر کسى که بر اساس این سیاستها کار کند، ثواب و افتخار آن، براى شما خواهد بود؛ اما اگر خداى نکرده کوتاهى هم بکنید، باز همینطور است؛ یعنى «من سنّ سنّة حسنة کان له اجرها و اجر من عمل بها الى یوم القیامة و من سنّ سنّة سیّئة کان علیه وزرها و وزر من عمل بها الى یوم القیامة». کارهاى ما تأثیراتى در آینده مىگذارد. با این دید، با این نگاه، بایستى به همهى کارهایمان نگاه کنیم....
فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با رئیس جمهور و اعضای دولت 4/6/1383
پرهیز از اسراف وتجمل گرایی مسئولان اسلامى نباید در رفتار و عملِ خودشان مسرفانه و متجمّلانه زندگى کنند. بالاتر از آن، نباید طورى زندگى کنند که روش اسرافآمیز و تجمّلآمیز به یک فرهنگ تبدیل شود. این هم نقطه بعدى است که اهمیتش از اوّلى بیشتر است، یا لااقل کمتر نیست. فرض بفرمایید اگر به وسیله یک نفر در سطح عالى و در میان صاحبان مناصب حکومت اسلامى، کیفیّت آرایش محلّ زندگى و محلّ کار، کیفیّت زندگى خانوادگى، چگونگى ازدواج فرزندان، مهریهها و جهیزیهها و از این قبیل، به شکل غیر اسلامى آن - به معناى مسرفانه - انجام گیرد، این به فرهنگ تبدیل مىشود؛ به این معنا که بقیه نگاه مىکنند و یاد مىگیرند؛ مهریهها بالا مىرود، ازدواجها مشکل مىشود، زندگى سخت مىشود و همین رفتار بتدریج آثارش در طول مدتى کوتاه یا بلند، در متن جامعه منعکس مىگردد. بنابراین مهمترین مطلب اصلى امیرالمؤمنین در باب حکومت این است: حاکم نباید حکومت را براى خود وسیلهی اعاشه و زندگى و کسب درآمد و اندوختن ثروت قرار دهد، بلکه باید آن را یک مسئولیت بداند. بارى است بر دوش او؛ باید همه همّت خود را بگذارد که این بار را به منزل برساند. نقطهی محورى همین مسئولیت هم رعایت حدود و حقوق مردم، رعایت عدالت در میان مردم، رعایت انصاف در قضایاى مردم و تلاش براى تأمین امور مردم است. براى حاکم اسلامى، حوائج و نیازهاى مردم اصل است.
فرازی از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در خطبههاى نماز جمعه تهران 1379/9/25
مسئول امور و صاحبِ منصب در نظام اسلامى، مسئلهاش فقط مواجهه با مردم نیست؛ اگر با خدا متّصل نباشد، کارِ براى مردم و خدمت براى آنها - یعنى همان مسئولیت اصلىاى که دارد - لنگ خواهد ماند. پشتوانه این مأموریت و مسئولیت، همین ارتباط با مردم است؛ لذا باز امیرالمؤمنین - طبق روایت نهجالبلاغه - در همین نامه به مالک اشتر مىفرماید: «واجعل لنفسک فیما بینک و بین اللَّه افضل تلک المواقیت»( نهجالبلاغه، نامه 53) اوقات خودت را که براى کارهاى گوناگون صرف مىکنى، بهترین و بانشاط ترینش را بگذار براى خلوت بین خودت و خدا؛ یعنى حالت ارتباط با خدا و انابه به او و تضرّع را براى اوقات خستگى و کسالت نگذار. بعد مىفرماید: «وان کانت کلّها للَّه»؛( نهجالبلاغه، نامه 53) اگرچه وقتى که تو صاحبِ منصب در حکومت اسلامى هستى، همه کارهایت متعلّق به خداست - به شرطى که«اذا صلحت فیها النّیّة و سلمت منها الرّعیّة»؛( نهجالبلاغه، نامه 53) نیّتت خالص باشد و کارى که مردم را بیازارد، از تو سر نزند - اما درعینحال در بین تمام این تلاشهایى که همهاش هم عبادت است، وقتى را بگذار براى اینکه بین خودت و خدا خلوت کنى. این چهره صاحبان مناصب در نظام اسلامى و در قاموس امیرالمؤمنین است.
فرازی از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در خطبههاى نماز جمعه تهران 1379/9/25
مسئولان و دولتمردان باید خودشان را با ضوابط و شرایطى که متعلق به یک مسئول دولت اسلامى است، تطبیق کنند. یا چنان افرادى - اگر هستند - سر کار بیایند؛ یا اگر ناقصند، خودشان را به سمت کمال در آن جهت حرکت دهند و پیش ببرند. .... هر کدام از شما تلاش کنید که براى این مسئولیت ها خودتان را با الگوى اسلامى منطبق سازید؛ یعنى دین تان، تقوای تان، رعایت تان نسبت به حال مردم، رعایت تان نسبت به شرع، رعایت تان نسبت به بیتالمال، اجتناب تان از خودخواه یها و خودپرستی ها و رفیقباز یها و قوموخویشپرستی ها و اجتناب تان از تنبلى و بیکارگى و بىعملى و هوى و هوس و این چیزها مطابق با الگوى اسلام باشد. هر کدام از شما بتوانید در این زمینهها کار خودتان را بکنید و پیش بروید و خودتان را بسازید، البته ثواب شما از آن کسى که در زمان امیرالمؤمنین علیهالصّلاةوالسّلام این کار را مىکرد، یقیناً بیشتر است؛ چون او به امیرالمؤمنین علیهالصّلاةوالسّلام نگاه مىکرد و آن حضرت الگوى کامل بود؛ اما شما چنین کسى را ندارید که آنطور به او نگاه کنید و برایتان الگو باشد؛ لیکن ضوابط در دست همه ما هست و امروز همهمان وظیفه داریم.
فرازی از بیانات مقام معظم رهبرى در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام جمهورى اسلامى ایران 12/9/1379
من به رئیس جمهور محترم برادرانه توصیه مىکنم؛ در همهى حالات، همین احساسى را که امروز بیان کردید - احساس خدمتگزارى به مردم - براى خودتان حفظ کنید. قدرت اگر با هدفِ خدمت به مردم باشد، عبادت است. شاید هیچ عبادتى بالاتر از عبادتِ مسئولى نیست که به خاطر تلاش و خدمت به مردم، از راحت و آسایش و امنیتِ خود صرفنظر مىکند. این روحیهى خدمتگزارى، خاکسارى، تواضع در مقابل مردم و شناخت عظمت مردم را براى خودتان حفظ کنید، که این نعمت بزرگى است. از خداى متعال لحظهاى غافل نشوید. این توفیقات به فضل و لطف الهى به ما داده مىشود. باید خود را قابل رحمت و تفضلاتِ روزافزون الهى کنیم. با یاد خدا و با توکل به خدا و با اخلاص در عمل، باید بتوانیم جلب رحمت الهى بکنیم. اگر جلب رحمت الهى شد، همهى مشکلات آسان مىشود و موانع از سر راه برخواهد خاست. اگر صادقانه در راه خدا کار کنیم، خداى متعال به ما کمک خواهد کرد. اگر هدفِ قدرت، منافع مادى شد، قدرت، بزرگترین وزر و وبال براى انسان خواهد بود. کسانى که قدرت و منصب و مقام را براى بهرهمندىهاى خود، پُر کردن کیسههاى خود و دنیاى خود مىطلبند، آنجایى که منافع آنان با منافع مردم اصطکاک پیدا مىکند، نمىتوانند به نفع مردم کار کنند. قدرت به خودى خود نه نعمت است، نه نقمت؛ اگر براى خدا و براى خدمت شد، نعمت است؛ اگر براى دستاوردهاى مادى و ارضاى هوسهاى انسانى شد، مىشود نقمت. امیرالمؤمنین (علیهالصّلاةوالسّلام) به ابنعباس فرمود: ارزش ذاتى حکومت براى من از این کفش وصلهخورده کمتر است - «الّا ان اقیم حقاً» - مگر اینکه حقى را اقامه کنم؛ آن وقت قدرت ارزش پیدا مىکند. امیرالمؤمنین با معارضانِ همین قدرت به جنگ برمىخیزد. قدرتى که براى عدالت و حقیقت است، ارزشمند است؛ این نعمت خداست؛ منتها شیطان باید ما را دچار تسویل نفسانى نکند. نباید اهواء و هوسهاى خودمان را به اشتباه جاى آرمانها بگذاریم و خود را توجیه کنیم. به انتقادها و عیوبى که براى ما مىشمارند، گوش فرا دهیم و خود را اصلاح کنیم تا وقتىکه با خداى متعال ملاقات مىکنیم، بتوانیم عذر تقصیر داشته باشیم - ما که از تقصیر و قصور خالى نیستیم - بگوییم پروردگارا! ما تلاش و مجاهدت کردیم و آنچه از دست ما برآمد، انجام دادیم؛ نتیجه این شد. اگر نیت خالص شود، این ممکن خواهد شد. اگر نیت خالص نشود، دشوار است که انسان جواب مظالم فراوانى را که در یک جامعه اتفاق مىافتد و مسئولان بالاى کشور - خود بنده و دیگر مسئولان - خواه و ناخواه در مسئولیت آنها شرکت و دخالت دارند، بتواند بدهد. انسان نمىتواند پیش خداوند متعال خود را از آنها تبرئه کند.
فرازی از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری دکتر احمدینژاد 12/05/84
صداقت و مسئولپذیری دو ویژگی کارگزار آنچه من مىخواهم عرض کنم این است که دولت در واقع فعّالِ اصلى در صحنه کشور است و هر گونه موفّقیتى که براى دولت بهوجود آید، موفّقیت نظام اسلامى است..... صداقت و مسئولیتپذیرى باید در مدیران وجود داشته باشد. هنر یک مدیر این است که مسئولیتپذیرى داشته باشد. بر مبناى یک پایه منطقى، کار را انجام دهید و مسئولیتش را هم به گردن بگیرید؛ بگویید این کار را کردم، مسئولیتش هم با من است. از مسئولیت نباید هراس داشت. آن چیزى که پیش خداى متعال و پیش مسئولان ارشد نظام و پیش مردم عذر واقعى شمرده مىشود، همین است که انسان بگوید من این اقدام را بر این اساس منطقى کردهام. پس باید یک اساسِ منطقىِ قانونى وجود داشته باشد، که ملاک هم قانون است. بنابراین هیچ مشکلى نباید وجود داشته باشد. ..... به نظر من اصلِ قضیه این است که ما اگر در کار خود احساس مسئولیت داشته باشیم و کار را بر مبانى منطقى استوار کنیم، چنانچه نقصى هم در کار به وجود آید، علاوه بر اینکه خداى متعال ما را مؤاخذه نخواهد کرد - چون «لا یکلّف اللَّه نفساً الّا وسعها» ( بقره: (286 - مردم هم ما را مؤاخذه نخواهند کرد؛ مردم هم خلاف توقّعشان نخواهد بود. ما باید تلاش خود را بکنیم و کار را بر پایه منطقى استوار سازیم. وقتى مىگوییم پایه منطقى، معنایش این نیست که حتماً و صددرصد درست است؛ نه، ممکن است منطق ما درست هم نباشد؛ اما باید تلاشمان را براى جستجو از یک منطقِ درست آغاز کنیم و کار را بر پایه درستى استوار سازیم و مشورتهاى لازم را هم بکنیم......
فرازی از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار اعضاى هیئت دولت، به مناسبت هفته دولت 4/6/1381
حمایت از برخورد افکار به شکل سالم یکى از وظایف نظام جمهورى اسلامى، حمایت صریح از برخورد افکار به شکل سالم است. اینکار، ظرف و مجرا لازم دارد و این مجرا بایستى به وسیله خودِ دوستان دانشگاهى و حوزوى در بخشهاى مختلف تنظیم شود. آنها باید این مجرا را درست کنند و امکان بدهند.
فرازی از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار اعضاى انجمن اهل قلم 1381/11/7
دفاع از هویّت انقلاب و اساس نظام وظیفهی ما این است که از هویّت انقلاب، اساس انقلاب و اساس این نظام دفاع کنیم و این نخواهد شد، جز این که در نظر داشته باشیم که وظایف ما در این قانون اساسىِ بحمداللَّه مترقّى و جامع - نمىگوییم بىعیب و بىنقص؛ اما قطعاً جزو جامع ترین و کامل ترین قوانین اساسىاى است که امروز در دنیا وجود دارد - چیست. همین قانون اساسى، مجلس را رکن مهم این نظام قرار داده است. اصل قضیه این است که این رکن، وابسته به این نظام الهى است. کسانِ پُر کار و پُرتلاش و پُر فعالیتى هستند که مایل نیستند این نظام با کلّیت خودش یا با روحِ اسلامى خودش باقى بماند. وظیفه همه ما این است که در مقابل تسلّط مخالفان این انقلاب و این نظام، محکم و با قدرت باشیم. اگر خداى متعال به بنده هم - که یک خدمتگزارِ داراى مسئولیت هستم - توفیق دهد، مثل شما وظیفه من هم همین است. همه وظیفه دارند در مقابل کسانى که درصددند پایههاى این نظام را - چه پایههاى ایمانى آن را، چه پایههاى فکرى آن را، چه پایههاى اجرایى آن را - سست کنند، بایستند. این وظیفه اساسى همه مسئولان نظام است؛ چه قوّه مجریّه و در رأس آن رئیس جمهور، چه قوّه مقنّنه که شما برادران و خواهران عزیز هستید، چه قوّه قضاییّه و چه بقیه مسئولان که این حقیر هم در مجموعه مسئولان قرار دارم. سعادت ما در این است که در این راه بایستیم. ما با خداى متعال تعهّد کردهایم که ایستادگى کنیم؛ انشاءاللَّه به این تعهد عمل هم خواهیم کرد. ما نخواهیم گذاشت که ضدّانقلاب و کسانى که از اساس با این انقلاب مخالف بودند، بتوانند در مراکز اثر گذارِ برروى افکار عمومى و برروى ایمان مردم، مقاصد خودشان را عملى کنند. مردم هم این را از شما مىخواهند؛ خدا هم این را از شما مىخواهد...... اولین مطلبى که هر مسئولى در نظام اسلامى ... مناسب است که در ذهن داشته باشد، شکر خداوند متعال بهخاطر این مسئولیت بزرگ است. اینطور نیست که هر وقت انسان بخواهد در خدمت مردم، در خدمت اسلام و در خدمت هدفهاى عالى قرار گیرد، این کار برایش میسّر باشد. زمانها و شرایط مختلف است و امکانات همیشه در دسترس نیست. این شرف بزرگى براى یک انسان مؤمن و متعهّد است که احساس کند در جایى قرار گرفته که مىتواند براى مردم، براى کشور، براى اسلام، براى هدفهاى والایى که در عظمت آنها تردیدى نیست، تلاشى کند، زحمتى بکشد و قدمى بردارد. عزیزان من! اگر خداى متعال هم کمک نکند، قدم از قدم نمىشود برداشت. کمک الهى یک امر تصادفى و غیرمنطقى و بىمحاسبه نیست؛ کمک الهى هم مترتب بر این است که انسان از خدا بخواهد، تلاش کند، استغاثه کند و او را به کمک بطلبد.
فرازهایی از بیانات مقام معظم رهبرى در دیدار با نمایندگان دوره ششم مجلس شوراى اسلامى 1379/3/29
پیشرفت اقتصادی همراه با عدالت اجتماعی ما رونق اقتصادىِ همراه با عدالت اجتماعى را مىخواهیم. البته نمىگوییم عدالت اجتماعى باشد، اما رونق اقتصادى نباشد؛ چون در آنجایى که هیچ رونق اقتصادى نیست، عدالت اجتماعى عامل چندان مهمى نیست و در عین حال جامعه به رفاه و به برخوردارىِ لازم نخواهد رسید. اگر عدل اجتماعى همراه با پیشرفت اقتصادى باشد، جامعه شکوفا خواهد شد. نمىشود که ما عدالت اجتماعى را رعایت نکنیم. مسئولان سررشته دار امورند. از طرفى باید اجازه بدهند که کسانى از مجارى صحیح، تلاش اقتصادىِ سالم و قانونى بکنند - چون تولید ثروت در اسلام مذموم نیست - اما باید جلوِ استفاده از روشهاى غیرقانونى، استفاده از راههاى تقلّب و خدعه و مکر و سوءاستفاده از ثروتهاى عمومى را بگیرند. اینها ممنوع است. .... مسئولان باید دنبال عدالت و دنبال آسان کردن زندگى براى طبقات مستضعف و محروم و پابرهنه باشند. مراد کسانى است که در روز خطر این مملکت را نجات دادند و اگر خداى نکرده بار دیگر خطرى این مملکت را تهدید کند، باز هم همین جامعه کارگرى، همین معلمان، همین قشرهاى محروم و همین کارمندانى که از لحاظ درآمد در سطوح پایینى قرار دارند، مىروند دفاع مىکنند و سینه سپر مىسازند.
فرازی از بیانات مقام معظم رهبرى در دیدار کارگران و معلمان به مناسبت روز جهانى کارگر و سالگرد شهادت استاد مطهرى 1379/2/14
ایجاد فرصتهای شغلی مسئولان باید سالى چند صد هزار فرصت شغلى بهوجود آورند تا بتوانند جوانانى را که عازم و آماده میدان کار هستند، به کار وادار کنند. تولیدِ شغل کار آسانى نیست؛ برنامهریزى و تلاش و خیال راحت مىخواهد. عدّهاى مىخواهند نگذارند این کارها انجام گیرد. این عده چه کسانى هستند؟ دشمنان و تحریک شدگان. اینها به جان قشرهایى مىافتند که دچار نابسامانی هایى هستند. البته تا امروز نیّت غرضآلود دشمنان نتوانسته است بر جامعه فرهنگى و کارگرى ما غلبه پیدا کند و آنها را ابزار دست سازد. آنها بدانند یقیناً بعد از این هم نخواهند توانست؛ اما شرط اصلى هوشیارى است. همه باید هوشیار باشند. جوانان، معلمان، کارگران، دانشآموزان و دانشجویان باید بیدار باشند و بدانند که دشمن در پى چیست. دولت و مسئولان گوناگون هم باید تلاش خود را بکنند. برنامههایى هست؛ انشاءاللَّه این برنامهها اجرا شود و پیش برود و بتدریج نابسامانی ها برطرف گردد.
فرازی از بیانات مقام معظم رهبرى در دیدار کارگران و معلمان به مناسبت روز جهانى کارگر و سالگرد شهادت استاد مطهرى 1379/2/14
دولت کارآمد نصیحت اوّل من این است که دولت را، دولت کار و عمل قرار دهید. ببینید عزیزان من! جمهورى اسلامى آمد تا حرفهاى خوب را به عملهاى خوب تبدیل کند؛ ... در جمهورى اسلامى و حاکمیت اسلام، این حرفها باید به اعمال خوب تبدیل شود. این اعمال خوب چیست؟ همان عمل صالح است؛ «الّا الّذین امنوا و عملوا الصّالحات»؛ (عصر: 3) اینها دیگر خسران ندارند. باید همان ایدهها و آرمانها و خواستهها به واقعیت تبدیل شود و تبلور پیدا کند و عملِ صالح شود. هر مقدار توانستید در این زمینه پیش بروید، براى خودتان ذخیرهاى درست کردهاید. امیرالمؤمنین فرمود: «فلیکن احبّ الذخائر الیک ذخیرة العمل الصّالح»؛{نهجالبلاغه، نامه 53} ذخیره عمل صالح، باید محبو ب ترین ذخیرهها پیش تو باشد؛ یعنى از ذخیره پول، ذخیره خواستهها و تنخواه هاى زندگى - مثل خانه و ... - و حتّى ذخیره اعتبار و آبرو براى تو محبوب تر باشد. از فرصتِ زودگذر، حدّاکثر استفاده را بکنید و براى مردم کار کنید تا بتوانید هم رضاى الهى را کسب کنید - که باید باور کنیم این بسیار مهمتر است - و هم البته نام نیک دنیوى و مردمى را کسب کنید و مردم بگویند خدا پدرش را بیامرزد؛ وقتى این وزیر آمد، این بخشِ کار و این قسمت اصلاح شد؛ یا وقتى این دولت آمد، این مجموعه کارها درست شد..... . مردم تشنه خدمتند؛ واقعاً هم احتیاج دارند؛ بنابراین دولت باید کارآمدى خودش را نشان دهد. این کارآمدى را چگونه باید به دست آورد؟ دو سه نقطه اساسى در مورد کارآمدى وجود دارد که من به آنها اشاره مىکنم. یکى اینکه عناصر نزدیک به خودتان را - که در واقع دستها و بازوهاى شما هستند - از آدمهایى انتخاب کنید که کار را بشناسند. ممکن است یک وزیر با کار، چندان آشنا نباشد، اما معاونانش اگر با کار آشنا باشند، این خلأ پُر خواهد شد. اگر بنا شد معاون - که مشاور و بازوى وزیر است - کارى را که در معاونت به او سپردهاند، نشناسد، واویلا خواهد شد. همه جاى دنیا معمول است که با آمد و رفت دولتها، وزرا عوض مىشوند؛ لیکن در بسیارى از کشورها اینگونه است که یک معاون وزیر همیشه ماندگار است. .... عامل مؤثّر دیگر در کارآمدى، زیر نظر داشتن دائمى مدیران است. ..... مهمترین کار وزیر این است که به طور دائم حرکات مجموعه مدیران خودش را زیر نظر داشته باشد؛ درست مثل مربّىِ کهنهکارِ یک تیم ورزشى که بیرون یا نزدیک میدان ایستاده و دائم بازیکنانِ خودش را زیر نظر دارد: یکى خسته شده، او را از بازى بیرون مىآورد؛ یکى بد بازى مىکند، یکى ناهماهنگ بازى مىکند - بازى شخصى و فردى مىکند - فورى اینها را اخراج مىکند و یکى دیگر را به جایشان مىفرستد؛ یکى هست که بازىاش بد نیست، اما الان در میدان به یک کار برجسته نیاز است؛ لذا بازیکن ذخیرهاى را که روى نیمکت نشسته، وارد میدان مىکند و مىداند که او مىتواند آن حرکت برجسته را بکند. .... از مجموعه مدیران ارشدتان گزارش بخواهید و به گزارشها صددرصد اعتماد نکنید. لازم نیست ابراز بىاعتمادى کنید؛ اما در دل تان جایى براى بىاعتمادى بگذارید؛ چون باز هم تجربه ما مىگوید که بسیارى از گزارشها با واقعیت تطبیق نمىکند. آن مدیر بیچاره نمىداند؛ یک نفر آمده کارى کرده و کاغذى را روى میز لغزانده؛ او هم برداشته تحویل شما داده و شده گزارش مستند؛ در حالى که دستگاه بازرسى شما باید همیشه مراقب باشد. دستگاه بازرسى را از نزدیکترین ها انتخاب کنید. ....
نصیحت دوم من، مسئله ی عدالتپرورى است. ما براى اجراى عدالت آمدهایم. عزیزان من! این نکته را در اینجا بگویم: از جمله چیزهایى که روند حرکت به سمت عدالت را در جامعه کُند مىکند، نمود اشرافیگرى در مسئولان بالاى کشور است؛ از این اجتناب کنید. اشرافی گرى دو عیب دارد؛ عیب دومش از عیب اوّلش بزرگتر است. عیب اوّلِ اشرافی گرى، اسراف است – اشرافی گرىِ حلال را مىگوییم؛ یعنى آن چیزى که پولش از راه حلال و بحق به دست آمده - اما عیب دوم بدتر است و آن این است که فرهنگسازى مىکند؛ یعنى چیزى براى مسابقه دادن همه درست مىکند. البته در این زمینه مسئولان درجه یک بسیار نقش دارند؛ تلویزیون بسیار نقش دارد؛ منش من و شما هم بسیار نقش دارد. .....
نصیحت سوم ما این است که این دولت باید شعار خودش را امانت و درستکارى قرار دهد. البته شما درستکارید. من بارها از وزرا - چه شما، چه کسانى که قبل از شما بودند - با همین عنوان و صفت، تمجید و تجلیل کردهام؛ چون عقیده ما این است. بالاخره نمىشود وزراى ما درستکار و امین نباشند. این جمله امیرالمؤمنین معروف است که فرمود: «انّ عملک لیس لک بطعمة»؛(نهجالبلاغه، نامه 5) این طعمهاى نیست که تو به دست آورده باشى و بخواهى از آن، لقمهى چربى بزنى؛ «ولکنّه فى عنقک امانه»؛ این یک امانت و مسئولیت بر دوش شماست. از جمله مصادیق امانت، رعایت اولویّتها در هزینه کردن است. گاهى هزینهها، هزینههاى درستى است؛ اما اولویّتدار نیست.
نصیحت چهارم ما، پاسخگو بودن است. پاسخگو بودن در مقابل مجلس و قانون، یک روال معمولى دارد. من مىخواهم از این یک قدم بالاتر بروم؛ مىخواهم بگویم هر کارى مىکنید، باید طورى باشد که براى آن استدلال و توجیه قانعکنندهاى داشته باشید. .... نمىخواهیم جرأت مدیرها را بگیریم؛ منتها آن مدیرى که پشت کارش استدلال هست، جرأت دارد؛ اما آن مدیرى که استدلال ندارد، خودش جرأت ندارد. کارش «یقدّم رجلا و یؤخّر اخرى» است؛ یک قدم جلو، یک قدم عقب؛ آخر هم کار را ضایع و خراب مىکند. پاسخگو بودن به این معناست......
.نصیحت پنجم.... من عرض مىکنم، اینکه ما مىگوییم سیاست ما عین دیانت ماست و دیانت ما عین سیاست ماست - که مرحوم مدرّس حرف درستى زد و امام آن را تأیید کرد - معناى واضحى دارد؛ اما یک روى دیگرش این است که سیاست ما باید دیندارانه و پرهیزگارانه باشد. هر کار سیاسىاى خوب نیست.
نصیحت ششم، هماهنگى و همنواختى است. من بارها گفتهام، در جلسه هیئت دولت قبل هم گفتهام که دولت مثل چهارراهى است که رئیس جمهور، پلیس راهنمایى است؛ یک راه را مىبندد، یک راه را باز مىکند. مقصود این است که همه بتوانند از این مرکز، بدون تصادف عبور کنند. لذا باید با هم هماهنگى داشته باشید - هم میان دولت و هم در دیگر مجموعههاى نظام - یعنى همه باید یک آهنگ را بنوازید؛ تکنوازى و جدا شدن، معنا ندارد. سیاستهاى اجرایى کلّى دولت را ملاک قرار دهید و همه با هم کار کنید.
آخرین نصیحت من - که مهمترینش هم هست - توجه به معنویّت و اخلاق است. عزیزان من! همه شما - پیرتان، جوان تان، روحانی تان، غیر روحانی تان، بخشهاى اقتصادی تان، بخشهاى فرهنگی تان، بخشهاى مربوط به جهات انسانى - باید خودتان را سرباز دین بدانید و همّت شما این باشد که مردم متدیّن شوند.البته اعتقاد من این است که بخشهاى اقتصادى ما اگر مىخواهند مردم متدیّن شوند، معاش مردم را تأمین کنند؛ چون «من لامعاش له لامعادله». اگر بخشهاى اقتصادى دولت، معاش مردم را تأمین کردند، مردم متدیّن خواهند شد.
فرازی از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار رئیس جمهور و اعضاى هیئت دولت 1380/6/
امام علی علیه السلام در مسجد کوفه: ای مردم، در روزگاری کینه توز، و پر از ناسپاسی و کفران نعمت ها، صبح کرده ایم، که نیکوکار، بدکار به شمار می آید، و ستمگر بر تجاوز و سرکشی خود می افزاید.
به گزارش گروه فضای مجازیخبرگزاری میزان، امیرالمومنین امام علی علیه السلام این خطبه را در سال ۳۷. هجری در مسجد کوفه درباره شناخت مردم و روزگاران پس از پیامبر (صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) ایراد کردند:
۱. سیر ارتجاعی امّت اسلامیای مردم،
در روزگاری کینه توز، و پر از ناسپاسی و کفران نعمت ها، صبح کرده ایم، که نیکوکار، بدکار به شمار میآید، و ستمگر بر تجاوز و سرکشی خود میافزاید. نه از آن چه میدانیم بهره میگیریم و نه از آن چه نمیدانیم، میپرسیم، و نه از حادثه مهمّی تا بر ما فرود نیاید، میترسیم
۲. اقسام مردم (روانشناسی اجتماعی مسلمین، پس از پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم)
در این روزگاران، مردم چهار گروه اند:- گروهی اگر دست به فساد نمیزنند، برای این است که، روحشان ناتوان، و شمشیرشان کند، و امکانات مالی، در اختیار ندارند. - گروه دیگر، آنان که شمشیر کشیده، و شرّ و فسادشان را آشکار کرده اند، لشکرهای پیاده و سواره خود را گرد آورده، و خود آماده کشتار دیگرانند. دین را برای به دست آوردن مال دنیا تباه کردند که یا رییس و فرمانده گروهی شوند، یا به منبری فرا رفته، خطبه بخوانند. چه بد تجارتی، که دنیا را بهای جان خود بدانی، و با آنچه که در نزد خداست معاوضه نمایی. - گروهی دیگر، با اعمال آخرت، دنیا را میطلبند، و با اعمال دنیا در پی کسب مقامهای معنوی آخرت نیستند، خود را کوچک و متواضع جلوه میدهند. گامها را ریاکارانه و کوتاه بر میدارند، دامن خود را جمع کرده، خود را همانند مؤمنان واقعی میآرایند، و پوشش الهی را وسیله نفاق و دو رویی و دنیا طلبی خود قرار میدهند. - و برخی دیگر، با پستی و ذلّت و فقدان امکانات، از به دست آوردن قدرت محروم مانده اند، که خود را به زیور قناعت آراسته، و لباس زاهدان را پوشیده اند. اینان هرگز، در هیچ زمانی از شب و روز، از زاهدان راستین نبوده اند.
۳. وصف پاکان در جامعه مسخ شده
در این میان گروه اندکی باقی مانده اند که یاد قیامت، چشم هایشان را بر همه چیز فرو بسته، و ترس رستاخیز، اشک هایشان را جاری ساخته است، برخی از آنها از جامعه رانده شده، و تنها زندگی میکنند، و برخی دیگر ترسان و سرکوب شده یا لب فرو بسته و سکوت اختیار کرده اند، بعضی مخلصانه همچنان مردم را به سوی خدا دعوت میکنند، و بعضی دیگر گریان و دردناکند که تقیّه و خویشتن داری، آنان را از چشم مردم انداخته است، و ناتوانی وجودشان را فرا گرفته گویا در دریای نمک فرو رفته اند، دهن هایشان بسته، و قلب هایشان مجروح است، آنقدر نصیحت کردند که خسته شدند، از بس سرکوب شدند، ناتوانند و چندان که کشته دادند، انگشت شمارند.
متن حدیث:
من خطبة له (علیه السلام) و فیها یصف زمانه بالجور، و یقسم الناس فیه خمسة أصناف، ثم یزهد فی الدنیا: